آثار او را بهترتيب موضوع بررسي خواهيم كرد:
2. رياضيات. مهمترين تأليف او (جز در زمينهٴ موسيقي) رساله در چهار مقاله درباب اندازهگيري است كه متني است موزون همراه با شرحي به نثر در چهار مقاله و يك شبه رساله. مقالههاي اول تا سوم و شبه رساله به حساب و جبر اختصاص دارد و مقالهٴ چهارم به كاربردهاي مختلف رياضي. مقالهٴ چهارم خود شامل شش رساله است: 1) و 2) درباب مكانيك (كه دربخش ديگري از آن سخن خواهيم گفت 3)
درباب فن محاسبهٴ تاريخ، 4) درباب نغمههاي موسيقي، 5) مسائل گوناگون براي سرگرمي؛ 6)
فن محاسبهٴ مالياتها،1 يك رسالهٴ حساب به نثر بهصورت نامهاي خطاب به فيليپ دو ويتري، اسقف مو2 به آن اضافه شده است. بخشهاي حساب و جبر حاوي هيچ مطلب تازهاي نيست و بيشتر از خوارزمي (نهم ـ 1) و لئوناردوي پيزايي (سيزدهم ـ 1)، همچنين از ساكروبوسكو (سيزدهم ـ 1)، اقتباس شده است.
پيروي از خوارزمي كوركورانه است؛ در برخي موارد به اثباتهاي عددي هم ميرسد. بيشتر جبر خوارزمي قبلاً در كتاب لئوناردوي پيزايي نقل شده بود، ولي ژان دومور مستقيم با جبر خوارزمي از طريق ترجمهٴ رابرت چستري (دوازدهم ـ 1؛ 1345) آشنايي داشت و گاه برخي مثالهاي خوارزمي را كه لئوناردو بهكار نبرده بود، مورد استفاده قرار داده است. موضوعاتي كه از آنها بحث كرده شامل مقدار زيادي محاسبات عددي، شش نوع معادلهٴ درجه دو، حل آنها بهوسيلهٴ قاعدهٴ خَطَأَيْن، تحويل كسرها به اقسام سادهتر (كسرهاي واحد) و كسرهاي شصتگاني است. او حساب را فن صغير ناميده (كه يادآور اصطلاح فن كبير رياضيدانان عصر نوزايي براي جبر و فن بزرگ كاردانو، 1545، است). از نسخههاي خطي پيداست كه
چهارمقاله در سدهٴ پانزدهم كاربرد زيادي داشته و ردّ آن و تأثيرش را در آثار بعدي ميتوان ملاحظه كرد، از قبيل آثار رگيومونتانوس و آدام ريِـز (حدود 1489 ـ 1559).
ژان در تاريخي نامعلوم كتاب حسابي بهشيوهٴ بوئتيوس نوشت، بهنام حساب عمومي. اين كتاب، بهصورتيكه چاپ شد (وين 1515)، گويي اقتباسي بود از بوئتيوس، حال آنكه خيلي اصالت داشت، بيآنكه داراي مطلب تازهاي باشد، تا مدتها (دستكم در كشورهاي آلمانيزبان) كتاب درسي مشهوري بود.
او در سال 1321 جدولهايي براي كسرهاي شصتگاني و متعارفي تدوين كرد. در سال 1324 در پاريس رسالهٴ ديگري راجع به كسرها نوشت.
اما درمورد مهمترين تأليف رياضي او يعني چهارمقاله بايد گفت كه اين كتاب در تاريخ كتابهاي رياضي و انتشار آموزش آن مقام مهمي داشت، گرچه از لحاظ اكتشافات رياضي تقريباً يكسره در خور چشمپوشي است. واژهٴ تقريباً را بدانخاطر ميگوييم كه در مقالهٴ دوم، فصل 22 يك پيشگامي خارقالعاده ديده ميشود و آن در مورد بهدست آوردن جذر عدد 2 به شرح زير است.